صراط

تنها راه نجات از مرگ... "شهادت" است!

صراط

تنها راه نجات از مرگ... "شهادت" است!

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم
غافل از آنکه شهادت را جز به "اهل درد" نمی دهند...

طبقه بندی موضوعی

یکی از برکات سال های اخیر برای جریانات حزب اللهی، محبت های متقابل علامه مصباح و مقام معظم رهبری بوده است. اظهاراتی که با بررسی موشکافانه ی آن، جریان های حزب اللهی و اصولگرا، حقایق بسیاری را درباره عمار انقلاب و تشبیهات و ویژگی هایی که رهبر انقلاب برای این مبارز در راه اسلام به کار برده اند، درک خواهند کرد.

برش اول

مقام معظم رهبرى در سال 1380 در دیدار با جمعى از نونهالان و نوجوانان حافظ و قارى قرآن کریم،

" بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ایشان به عنوان، یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب نظر در مسایل اساسى اسلام ارادت دارم. "

" اگر خداى متعال به نسل کنونى ما، این توفیق را نداد که از شخصیت هایى مانند علامه طباطبائى و شهید مطهرى استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم­القدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر کرده است. "

اما به راستی رهبر انقلاب چه ویژگی هایی را در شخصیت آیت الله مصباح و سابقه مبارزاتی ایشان مدنظر داشتند که اینگونه در دیدار با "نوجوانان دیروز و جوانان امروز"، علامه را مطهری زمان و علامه طباطبایی زمان معرفی کردند؟

بهترین جواب برای پاسخ به این سوال، مراجعه به بیانات رهبر انقلاب درباره شخصیت شهید مطهری و علامه طباطبایی است.

مقام معظم رهبری، در مصاحبه ای که روزنامه جمهوری در سال 1364 به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری ترتیب داده بودند، تحلیلی عمیق واجتماعی از جایگاه فرهنگی و سیاسی شهید مطهری در ایجاد و استمرار انقلاب ارائه می دهند که برای رهروان راه رهبر انقلاب بسیار جذاب و مفید است.

سوال:

اگر تقدیر چنین بود که آقای مطهری به شهادت نمی رسید،  در آن صورت به نظر شما - با تجربه وشناختی که جنابعالی در جمهوری اسلامی و از انقلاب دارید - مناسب ترین مسئولیت را برای ایشان چه می دانید؟

جواب:

اولین چیزی که طبعا ً از مرحوم مطهری به ذهن می آید ابعاد فرهنگی شخصیت ایشان است که اگر ایشان می بودند یک کلیدی از گنجینه های فرهنگ اسلامی بودند و می توانستند سیاست گذار و خط  بده و مسئول بخشهای عظیمی از فرهنگ اسلامی جامعه باشند و من اتفاقا ً به این مسأله فکر می کردم که امروز اگر آقای مطهری بود برای کجا خوب بود؟

لذا به نظر می رسید که اگر ایشان بودند، یک "رئیس جمهوری خوب و مناسب" برای اجتماع ما بودند و حقیقت هم همین است....

به هر حال مرحوم شهید مطهری اگر امروز بودند من فکر می کنم مناسبت ترین جا و موقعیت برای ایشان موقعیت ریاست جمهوری بود؛ چون با آن ابعاد عظیم شخصیت ایشان که "یک حکیم، یک فیلسوف و یک طبیب نفوس" بود، اگر زنده بود و رئیس جمهور می شد، خیلی برای این نظام ارزش داشت و ما می توانستیم به وجود او در دنیا افتخار کنیم و واقعا ً می توانست یک نمودار خوبی برای این نظام باشد.

به هر حال ایشان یک شخصیت سیاسی بود و کار سیاسی می کرد و از جمله خصوصیاتی که من ازایشان فراموش نمی کنم "صداقت و قاطعیت" ایشان درمقابل حرکت موذیانه ای بود که از طرف "لیبرالهای معلوم الحال" در اولین روزهای بعد از پیروزی انقلاب برای خنثی کردن صفت «اسلامی» انقلاب انجام می گرفت.

 به هرحال ایشان یک "بینش سیاسی عمیقی" داشت و عمق فکری آقای مطهری درمیدان سیاسی هم آشکار می شد .

رهبر انقلاب در طی مصاحبه دیگری در خصوص استاد شهید مطهری فرمودند: مرحوم شهید مطهری از اول حساسیت عجیبی روی "تفکر التقاطی" داشت و آن وقت که همه با تفکرات التقاطی برخوردهای سطحی داشتند، او با کمال سختگیری روی جا به جای این تفکر می ایستاد و آن را مردود می شمرد که در این زمینه نمونه های بی شماری از ایشان به یاد دارم.

مقام معظم رهبری همچنین نوع جهاد و مبارزه شهید مطهری را یکی از سخت ترین جهادها معرفی می کنند و می فرمایند:

فضیلت مردمی مثل شهید مطهری، واقعا در طول سال ها هم قابل بیان کردن به شکلی که حقش ادا شود، نیست. لذا، بازهم ملت ماباید از مطهری عزیز این شهید بزرگوار بشنود. آن جمله این است که شهید مطهری یک "مبارز در راه خدا"؛ یعنی یک مجاهد فی سبیل الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یکی از سخت ترین جهادها این است که در "مقابله با هجوم افکار و فرهنگ های غلط و انحرافی" و درک غلط جمعی از مردم، انسانی که حق را می شناسد، بایستد و بخواهد از حق دفاع کند و با بیان، با فکر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن ها را به سمت آنچه درست است هدایت کند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهید مطهری، این جهاد سخت را سالهای متمادی انجام داد. او انسان بصیر و نافذالبصیره ای بود؛ آدم معمولی نبود؛ بینش تیزی داشت؛ به سطح جامعه نگاه می کرد و اشتباهاتی را که در فهم عمومی ملت ما وجود داشت و متاثر از تلقین دشمنان بود، می فهمید که چیست و شروع می کرد با آنها مبارزه کردن. همین مبارزه، که مبارزه در راه خدا بود، کمک بسیار زیادی به پیروزی این انقلاب کرد؛ چون تا مردم فکرشان درست نباشد، کار درست از آنها سر نمی زند. فکر که درست شد، انسان درست عمل می کند. (برگرفته از کتاب استاد در کلام رهبر)

همانطور که در گفتار رهبر انقلاب مشهود است، ایشان شهید مطهری را مجاهد فی سبیل اللهی می دانند که با بینش سیاسی عمیق و با صداقت و قاطعیت در برابر تفکرات التقاطی و حرکت های موذیانه لیبرال های معلوم الحال می ایستاد و با هجوم افکار و فرهنگ های غلط و انحرافی، مقابله می کرد.

علامه مصباح نیز تا قبل از دوران دوم خرداد برای خیلی‌ها شناخته شده نبود و ایشان را تنها به عنوان یکی از مبارزین نهضت انقلاب، از اعضای جامعه روحانیت مبارز و عضو ستاد انقلاب فرهنگی در دهه60 می شناختند. اما در دوران 8 ساله حاکمیت دوم خرداد و با توجه به هجمه های فکری و اعتقادی توسط جریانات استحاله شده و روشنفکرنماهای نوظهور، آیت الله مصباح یزدی در قامت مهم‌ترین و بزرگترین مدافع حریم اعتقادی اسلام و انقلاب اسلامی به مخالفت با افکار انحرافی آنان پرداخت. حضور در سنگر نمازجمعه به عنوان سخنران پیش از خطبه ها و راه اندازی اردوهای طرح ولایت به ابتکار موسسه امام خمینی، باعث ایجاد موجی برای دفع از اعتقادات اسلامی و انقلابی و شکل گیری جبهه ای قوی و مستحکم در برابر هجمه های آن سالها شد. همین صداقت و قاطعیت، باعث کینه شتری مدعیان آزادی از ایشان و موج تخریب ها و توهین های جریان موسوم به اصلاحات علیه ایشان گردید.

چنانچه رهبر انقلاب پیش از این در شهریور 1379 در اوج تخریب های علامه مصباح توسط جریان های شبه روشنفکری، علت این مساله را چنین توصیف کردند:

«شما می‌بینید این هجومهای تبلیغاتی را که به شخصیتهای برجسته، به انسانهای والا و با اخلاقهای برجسته می‌کنند؟ اینها همه‌اش نشان دهنده‌ی اهداف و نیات دشمن است. وقتی یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتاً این شخصیت عزیز، جزو شخصیتهایی است که همه‌ی دلسوزان اسلام و معارف اسلامی بایستی از اعماق دل قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می‌گیرد، می‌بینید که همین «و هم ینهون عنه و ینأون عنه». حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم، هر جایی که باشد، دشمن آن‌جا را زود تشخیص می‌دهد؛ چون حسابگر است. دشمن - همان‌طور که گفتم - آن‌جا را می‌شناسد و به مقابله‌اش می‌آید. با مرحوم شهید مطهری نیز همین‌گونه برخورد کردند.»

همچنین رهبر انقلاب در سال 89 با حضور در منزل آیت الله مصباح در مورد ایشان فرمودند:

این سه جهت در ایشان جمع است . هم علم ، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا.

مواضع علامه در برخورد قاطع با فتنه ها و انحرافات، باعث شد که رهبری در دورانی که بیشترین تاکید را بر بصیرت داشتند، بصیرت را به معنای حقیقی در ایشان ببینند.

همچنین نقد شدید ایشان از جریان انحرافی و همسان سازی آن‌ها با اقدامات بنی صدر در اوایل انقلاب و خطرناکتر از فتنه دانستن انحراف، نقد های کم وزنی نیست. ایشان تا آنجا در نقد انحراف جدی بودند که ماهیت آن را فراماسونری خواندند. این آقای مصباح بود که با شجاعت تمام نسبت به دولتی که خودش در روی کار آمدن آن سهم داشت اعلام نمود: فکری که مشایی عرضه می کند؛ فکر فراماسونرهاست . آقای مصباح بود که به آقای احمدی نژاد پیغام داد دو نفر آبروی دولت شما را می‌برند و از همان ابتدا به وی گفتند مشایی را کنار بگذار و البته او نیز به این تذکرات گوش نکرد.

این نقد ها تا آن جا بود که جریان انحراف را به موضع گیری علیه ایشان کشاند و به تخریب ایشان روی آوردند.

دقیقا در همین نقطه است  که جریانی انحرافی پا در جای پا فتنه گران گذاشته همچون آنان از جنگ با قرائت ها و تفسیرهای دینی سخن می گویند،از ایجاد شکاف میان روحانیت گفته و از شکل دهی شکاف میان خود و رهبری سخن به میان می آورند و هنگامی که آیت الله مصباح یزدی به مقابله با انحرفات آنان می پردازد به ایشان تاخته و تلاش کردند ایشان را تخریب نمایند. براستی اگر انتقادات بسیار تند آیت الله مصباح از انحرافات احمدی نژاد و همراهانش نبود آیا انتقادات کسانی که از ابتدا سر ناسازگاری با دولت اول احمدی نِژاد را داشتند، می توانست باور به انحراف احمدی نژاد و برخی همراهانش را در بدنه حزب اللهی حامیان او پدید آورد؟

ایشان نسبت به دولت محمود احمدی نژاد که بارها و بارها از اقدامات درست و مواضع انقلابی آن حمایت کرده بودند، انتقادات صریح و بی پرده ای به زبان آورده بودند که یکی از معروف ترین آنها به مرداد 1389 باز می گردد، برهه ای که آیت الله با صراحت به نقد افکار انحرافی برخی مسئولان وقت دولت وقت پرداخت و گفت:

 «کسانی که بی‌شرمانه مکتب ایران را به جای مکتب اسلام معرفی می‌کنند، خودی نبوده بلکه غیرخودی‌اند و باید حواسمان جمع باشد ... ما اسلام را می‌خواهیم و هر کس اسلام را بخواهد خدمت‌گذار او هستیم و در این مسیر با کسی عقد اخوت نبستیم، هرکس از اسلام کج برود، ردش می‌کنیم.»

علامه طباطبایی

او تغذیه کننده نیازهای فکری و اعتقادی و معرفتی نسل خود و نسل های پس از آن است. او تئوریسین قیام انسانها علیه ظلم و هجوم اندیشه های شیطانی است. شاید یکی از ویژگی های قابل توجه علامه توجه وی به تربیت شاگردانی فاضل و توانا بود که پس از او چراغی فروزان فرا روی حرکت انقلابی و اسلامی نسل جوان و تحصیل کرده خود باشند. از شمار شاگردان او می توان به آیت الله شهید مطهری و مصباح یزدی اشاره کرد.

آیت الله مصباح شخصیتی است که حضرت علامه طباطبایى استاد ایشان فرموده است:

مصباح در میان شاگردان من ، مانند انجیر در میان سایر میوه هاست ، چرا که او هیچ چیز زائد و دور ریختنی ندارد


برش دوم

تخریب ها و توهین ها

خاطره سازی های پیاپی آقای هاشمی رفسنجانی، موجب شده که ایشان در بازه های زمانی مختلف با اغراض شخصی، برای نفی دیگران و اثبات خود داستانی را نقل کند.

یک روز خاطره مخالفت امام با پخش شعار مرگ بر آمریکا، روزی خاطره دستور امام مبنی بر اعدام فرماندهان سپاه و روز دیگری خاطره مقابله آیت‌الله مصباح با مبارزین!

در پی تکرار این اتهامات و افزایش حجم هجمه‌ها، آیت‌الله مصباح یزدی جلسه مدنظر آقایان هاشمی و کروبی را روایت کردند که نشریه فرهنگی تاریخی یادآور در شماره اول خود در خردادماه 1387 آن را منتشر کرد:

«بعضی از دوستان با اینها [سازمان مجاهدین خلق] ارتباط برقرار کردند و ما را هم دعوت کردند. از آن به بعد روی همان تلقی که از من خواسته بودند با مجاهدین همکاری کنم و من قبول نکردم، اینها به دوستانشان میگفتند که این دیگر با ما نیست و تغییر ایدئولوژی داده. ما تغییر ایدئولوژی نداده بودیم، آنها تغییر داده بودند. گذر زمان هم نشان داد که تشخیص چه کسی صحیح بوده است. اینها در داخل به مجاهدین پول میدادند و آنها را تقویت میکردند، اما امام در نجف به نمایندگان آنها بی‌اعتنایی کردند و با هیچ ترفندی حاضر نشدند آنها را تایید کنند.»

مقام معظم رهبری در این ارتباط می فرمایند تا سال 49 و 50 خیلی مسائل انحرافی در محیط مبارزه  به چشم نمی‌خورد. وقتی که منافقین،دستشان را رو کردند و نوشته‌ها‌ی ایدئولوژیک آنها کم کم پخش شد، آقای مطهری بیش از همه حساسیت نشان داد. چون من به یاد دارم که در سال 51 تلاش فراوانی شد که امام را وارد کنند که این حرکت جوان ها را تأیید کنند که به نام «مجاهدین» و... بودند، اما امام، سخت ابا کردند و یک بار کتاب های مجاهدین را خوانده بودند و گفته بودند اینها همان حرف های لنین و ارانی است، پس حرف های شما کدام است؟ مرحوم مطهری در معرفی اینها به امام نقش داشتند و خودشان آن قدر، حساسیت نشان دادند تا عملاً کنار کشیدند و آن وقت، مجاهدین ایشان را متهم کردند به این که سازشکارند و اهل مبارزه نیستند و حال، این که کنار کشیدن ایشان حساسیت ایشان را نشان می‏داد و مؤثر و مفید هم واقع شد و ایشان در آن موقع، کار ایدئولوژیکشان را زیاد کردند. و اثرش این بود که در سه چهار سال بعد، حقانیت حرکت ایشان روشن شد و حرکت صحیح اسلامی، دوباره از سال 54 رو به رشد رفت و کم کم خط امام تبلور یافت.

همچنین علامه در مصاحبه اخیرشان در پاسخ به سوالی که آیا مقام معظم رهبری  به آیت الله مصباح به خاطر رفتارهای سیاسیشان تذکر داده اند، فرمودند که چنین مطلبی واقعیت ندارد، بلکه بر خلاف این، در مواردی تأییدهایی هم وجود داشته که نمیخواهم بیان کنم البته همه اینها نشانه لطف ایشان است.

اخیراً هم رسانه های معلوم الحال با تقطیع سخنان ایشان گفتند که آیت الله مصباح به همه مردم توهین کرده و گفته که مردم ما قدر رهبری را نمیفهند.

 در حالی که وقتی قرآن میگوید «و لکنّ أَکثرَ الناسِ لا یَعْلَمون» یا میگوید «أکثَرُهُم لایَشعُرون» آیا یعنی قرآن میخواهد به اکثر مردم دنیا توهین کند؟ خیر، غرض بیان نوعی سوء استفاده است.

مقام معظم رهبری در تحلیلی تامل برانگیز، از دلایل شهادت مطهری و مطهری ها می گویند:

نکته دیگر این که همان مبارزه موجب شد که مطهری به شرف شهادت نائل شود؛ یعنی آن دشمنی که مطهری را بر زمین انداخت و خون اورا جاری کرد، دشمنی بود که از ارشادها و آگاهیهایی که او به مردم می داد، صدمه می دید. چون شهید مطهری در مقابل التقاط ایستاد، در مقابل نفاق ایستاد، در مقابل تهاجم فرهنگ غرب و شرق ایستاد و اسلام ناب و اسلام فقاهتی را ترویج کرد، لذا کسانی که با این چیزها مخالف بودند، او را برزمین انداختند. اگر دستشان می رسید، هر کسی را هم که شبیه مطهری و کوچک تر از مطهری و در راه مطهری بود، بر زمین می انداختند، اما خدای متعال به آنها این فرصت را نداد و ان شاء الله هرگز هم نخواهد داد.

اللهم احفظ قاعدنا امامنا الخامنه ای و عماره باالقرآن

  • امیرحسین رفعتی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی